طبله عطار
  
 
 
اردیبهشت 1391
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
27 اردیبهشت 1391
سلطان قلبها!

سیاسی نوشتن را دوست ندارم اما وقتی قلقلک می­شوم کاری از دستم برنمی­آید!. دیروز با خواندن سرمقاله روزنامه «ایران» به قلم آقای «جوانفکر» بدجوری قلقلکی شدم که چیزی بنویسم. ایشان در آن مقاله آورده­اند که: «اکنون در گوشه و کنار دنیا، مردم با افتخار و سربلندی، نام محمود را با الگو گرفتن از رییس جمهور محترم ما بر روی فرزندان خود می­گذارند»!. و خواسته­اند با این جمله، محبوبیت آقای احمدی نژاد را در همه دنیا و بین کوچک و بزرگ نشان بدهند. با خواندن این مقاله بی­اختیار به یاد فردوسی افتادم که در وصف بزرگی «سلطان محمود غزنوی»، بیت فریبایی دارد:

چو کودک لب از شیر مادر بشست       ز گهواره «محمود» گوید نخست!

اولین کلمه­ای که همه کودکان بر زبان می­آورند «ماما» یا «ممه!» یا هر چیز دیگری شبیه به این است و فردوسی با این تشابه به سرایش این بیت زیبا پرداخته تا نشان دهد که «محبوبیت» سلطان یا «ترس» از خشم وی در آن روزگار تا چه پایه­ای پیش رفته است.

حالا از جناب آقای «جوانفکر» می­پرسم که:

  • آیا مردم دنیا «سطلان محمود» شما را بهتر می­شناسند یا مردم ایران؟
  • آیا این شیفتگی و عشق شما به ایشان است یا مردم دنیا؟
  • آیا آمار تولد و مرگ در دنیا فقط برای شما فرستاده می­شود و تعداد نام­های «محمود» را به نسبت دیگر نام­ها شماره می­کنید یا خیر؟
  • مردم گوشه و کنار دنیا به چه میزان از شیفتگی به «سلطان محمود» رسیده­اند که یک کمپین یا سایت یا چیزهای دیگر برای او راه نمی­اندازند و تنها به سراغ کودکان زبان­بسته می­روند.
  • با کدامین مرکز آمار توانسته­اید به نام کودکان دنیا دسترسی یافته و به ین نتیجه­ی درخشان برسید؟

اما آقای جوانفکر؛ باور بفرمایید شاخص محبوبیت با نام­گذاری فرزندان و دویدن به دنبال ماشین روباز و دست تکان دادن نیست!. عزیز دل برادر؛ محبوبیت از برادر و خواهر و دوستان و نزدیکان آغاز می­شود و به دایره­ی بزرگ­تری می­رسد. در روزهای انتخابات 88 اگر سری به خیابان­های شهر تهران می­زدید اوج محبوبیت از نوع معکوس را در سیمای شهروندان تهرانی مشاهده می­کردید. اکنون که چند سال هم گذشته و آب از سر گذشته، وای به محبوبیت!.

خدا را بر آن بنده بخشایش است        که خلق از وجودش در آسایش است


 
4 اسفند 1390
یگانه

الهی به آنان که در تو گُم­اند                  نهان از دل و دیده­ی مردم­اند


 
28 دی 1390
می

هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم

در خانه گر «می» باشدم پیشش نهم با وی خورم

مستی که شد مهمان من، جان من است و آن من

تاج من و سلطان من تا برنشیند بر سرم

ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من

روزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم

چون وقف کردستم پدر بر باده‌های همچو زر

در غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم

چند آزمایم خویش را وین جان عقل‌اندیش را

روزی که مستم کشتی­ام روزی که عاقل لنگرم

کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمان

تو مست جام ابتری من مست حوض کوثرم

مستی بیاید قی کند مستی زمین را طی کند

این خوار و زار اندر زمین وان آسمان بر محترم

گر مستی و روشن­روان امشب مخسب ای ساربان

خاموش کن خاموش کن زین باده نوش ای بوالکرم


 
20 آبان 1390
مرام‏هایی که کیمیا می‏شوند

یارانه­ها را قدر ندانستیم تا هدفمند شدند و اکنون باید به نان 500 تومانی سلام کنیم و برای اینکه نان سنگک کوچک خود را به دیگران تعارف نکنیم مخفیانه از گوشه­ی خیابان و از پشت ماشین­ها بگذریم تا مبادا دوستانی ببینند و ناگزیر باشیم تعارفی بزنیم و گوشه­ی نانی به آنها بدهیم!.

یادش بخیر مدرس روحانی درس معارف را که همواره این دو بیت سعدی بر زبان داشت:

مُلک اقلیمی بگیرد پادشاه             همچنان دربند اقلیم دگر

نیم نانی گر خورد مرد خدا              بهر درویشان دهد نیم دگر

کجا رفتند آن مرام­های خوبی که مردان خدا به ما آموختند و اکنون ایشان در نقاب خاک­اند و نمی­بینند که نان به زیر عبا می­کنیم تا دیگران نبینند و درویشان، آرزو نکنند.

هدفمندی اگر سرتاپا حُسن باشد -آن گونه که فرزین و مرادی و دیگران می‏گویند- حداقل این عیب را در خود دارد که مرام­های خوب را می­خورَد و باید گفت که برای دو دو تا، چهار تا همیشه پاسخ خوبی نیست.


 
1 آبان 1390
مرگ قذافیِ: همه سیاسی، من ادبی!

چشمان نگران ادبیات و اتیمولوژی (واژه­شناسی) با من زاده نشده اما خیلی وقته که منو رها نمی­کنه!. وقتی توی نوشته­های بی­شمار سیاسی پس از مرگ دلخراش قذافی چشمای آدم دنبال واژه باشه همین می­شه!. البته شاید پافشاری در کاربرد واژه­های عربی از سوی برخی افراد منو به این کار وادار کرده باشه، نمی­دونم.

پس از مرگ قذافی، یک سایت رسمی، دو تا خبر داشت. اولی درباره­ی «حمید رسایی» (نماینده­ی مجلس) بود و در تیتر خبر دوم آمده بود: «در رسای قذافی!». می­دونم که منظورش «رثا» بود که هم­خانواده­ای است برای «مرثیه» و «گریه و زاری» اما نمی­دونم به دلیل نام بردن از «رسایی» در جملات بالایی بود که اینجوری نوشت یا از «بی­سواتی!».


 
1 آبان 1390
جمال عشقی!

داشت درباره عشق میگفت که یک بیت شعر یادش افتاد. بلافاصله فریاد زد: 

سخن عشق نه آن است که آید به زبان    سعدیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت! 

گفتم: ببخشید «سعدیا» نبودا، به نظرم «ساقیا» بود! 

گفت: جمالتو عشقه، خوب سعدی هم خودش یه پا ساقی بود!. نبود؟


 
18 اسفند 1389
ایران «عاشق» ندارد!
دکتر «ایرج افشار» ایرانشناس مشهور درگذشت. او به تنهایی یک «ایران» بود. به راستی سرزمین ایران به گوهر نازنینی که داشت میبالید و اکنون خاک این سرزمین به بوی نسیم «ایرج افشار» افتخار میکند. این «خاکی» که جسم خاکی «ایرج» در آن آرام گرفت «عشق» او بود و هم «عاشق» او.
 به عنوان کسی که هزار پاره از ایران شناسی این مرد باشرف و شگرف را «تایپ» کردم و قلم او را بسیار دوست دارم درگذشت این انسان باشکوه و استاد بی نظیر را به «ایران» و «ایرانی» تسلیت میگویم. بهشت، سزای او باد و سرای او.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 233708


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها